چرا برخی از احزاب قائل به رقابت سیاسی نیستند و می‌خواهند با رقبای خود مبارزه کنند؟

محمد مدرسی؛ عضو شورای استان خراسان رضوی حزب کارگزاران سازندگی ایران

از دوره مشروطه به این‌سو، تحزب، دوره‌های مختلفی را در ایران گذرانده و فرازوفرودهای آن به‌قدری زیاد بوده که به‌خوبی قابل مشاهده است. عوامل مختلفی در بروز این فرازوفرودها و ناکامی تحزب در ایران دخالت داشته اما عاملی که همیشه از سوی فعالان این حوزه مطرح شده، محدودیت‌های حکومت برای احزاب عامل اصلی معرفی شده است. گرچه این عامل موثر بوده اما همه علت این ناکامی نبوده چراکه نمی‌توان از مشکلات درونی این احزاب در دوره‌هایی و رویکردهای حاکم بر رفتار اعضای آنها به‌عنوان عامل مهمی در شکست فعالیت‌های حزبی به راحتی‌ چشم‌پوشی کرد.

برای بررسی عوامل داخلی عدم توفیق احزاب، توجه‌ خود را بر نمونه تحزب بعد از پیروزی انقالب ۵۷ متمرکز می‌نماییم.واقعیت آن است که باید تحزب‌ بعد از انقلاب را ادامه تشکیلات مبارزاتی قبل از انقلاب دانست. موسسان احزاب پس از انقالب عمدتاً همان کسانی بودند که قبل از انقلاب، سال‌ها با رژیم شاه در حال مبارزه بوده و برای رسیدن به هدف خود که سرنگونی نظام حاکم و کنار گذاشتن اصحاب قدرت از طریق مبارزه سیاسی و انقالبی(و نه انتخابات) بود، تشکیلات مبارزاتی ایجاد کرده و پس از انقلاب برای رسیدن به اهداف آرمانی خود و بعدتر برای دست‌یابی به‌قدرت به تشکیل احزاب یا تشکل‌های سیاسی جدید اقدام کرده یا همان تشکیالت قبل از انقلاب را حفظ و به ادامه فعالیت در نظام سیاسی جدید پرداختند. 

ایرادی کــه بر این نوع تحزب وارد است آن است که گردانندگان این تشکل‌ها بیش از آنکه روحیه کار حزبی داشــته و به لوازم و شرایط آن پایبند باشند بر نوعی شیوه انقلابی در مبارزه سیاسی خود و رقابت با مخالفان و حتی قدرت تاکید دارند.قطعاً شیوه اداره و فعالیت یک تشکیلات درحال مبارزه با حاکمیت با اداره یک حزب سیاسی معتقد به رقابت سیاسی و رســیدن به قدرت از طریق فرآیند انتخابات متفاوت بوده‌نیازمند تعاملات دموکراتیک و آزادتری نسبت به تشکیلات مبارزاتی است. برای روشن‌تر شدن این تفاوت می‌توان به چند ویژگی تشکیلات مبارزاتی انقلابی اشاره کرد:

 ســوءظن و بی‌اعتمادی شدید و حتی دشمنی با همه اعضای حاکمیت و اصحاب قدرت و حفظ فاصله از آنها برای جلوگیری از کاهش انگیزه مبارزاتی اعضا.

پاییــن بودن اعتمــاد اجتماعی چه در نیروهای درون حزب چه در مورد شهروندان به علت نگرانی از نفوذ افراد وابسته به حکومت در تشکیلات و چه به خاطر ترس شهروندان از هزینه‌های همکاری با چنین تشکیلاتی.

استفاده از روشهای غیردموکراتیک در انتخاب مسئولان ارشد تشکیلات و تحمیــل نظر به اعضای رده پایین‌تر در تصمیم‌گیری‌های جمعــی برای کنترل و مدیریت اهداف تشکیلات و عدم انحراف از آرمان‌های آن.

کنتــرل انتقال اطلاعات به بدنه تشکیلات و ســعی در مدیریت آن در حلقه بسته اعضای مورد اعتماد هسته اصلی تشکیلات.

نگاه آرمانی و ایده‌آلی به اعضا و فقدان مدارای لازم و تحمــل تفاوت‌های فکری موجود میان اعضا.

فقدان روشهای اطلاع‌رسانی در بین شــهروندان برای جذب عضو و جلب نظر عموم شهروندان.

استفاده از روش‌های مختلف برای تخریب حاکمیت در نظر مردم حتی در صورت تعارض آن روش‌ها با منافع ملی اما به نظر می‌رسد، ویژگی‌های یک حزب سیاسی که قرار است در فرآیندهای مشــخص سیاسی برای رســیدن به قدرت فعالیت کند بسیار متفاوت است. ویژگی‌هایی از قبیل:


۱. اعتقاد به فرآیندهای دموکراتیک در انتخاب مدیران ارشد و شــانس برابر اعضا برای بالارفتن در سلسله مراتب حزب.

۲. اعتقاد و عمل به شفافسازی در اعلام  سیاست‌ها، تشکیلات حزب و منابع مالی.

۳. تالش برای برقرار ارتباط گسترده با شهروندان و جذب آنها برای عضویت در حزب و جلب آرا آنها.

۴. داشتن شبکه گسترده حزبی در همه نقاط کشور.

۵. شــفافیت در نحوه رقابت با احزاب رقیب و تفاوت مواضع آنها در موضوعات مختلف.

۶. اهتمام به حفظ منافع ملی و پرهیز از زیر پا گذاشتن منافع ملی در رقابت‌های سیاسی.

۷. تلاش برای تهیه و تدوین مداوم سیاست‌های مورد نیاز

برای اداره جامعه و رفع مشکلات هرچند این ویژگی‌ها ممکن اســت به تمامی در همه احــزاب دنیا جاری و ساری نباشد اما شکل مطلوب یک فعالیت حزبی را توصیف می‌کند.در دوره پس از انقلاب ۵۷ ضمن وجود محدودیت‌های کار حزبی که از سوی دستگاه‌های حاکمیتی اعمال‌می‌شد باید به این مشکلات،خلق‌وخوی خودمدار ایرانی که براساس آن منافع فردی را بر منافع جمعی ترجیح می‌دهد، اضافه کرد. ویژگـی خودمداری در ما ایرانیان باعث می‌شــود در تعاملات اجتماعی و فعالیت‌های گروهی به جای تامین منافع جمعی بر کسب منافع شخصی و تحمیل اراده و اندیشــه خود اصرار کنیم.این ویژگی شخصیتی باعث می‌شود به‌جای توجه به اصلاح و بهبود فرآیندها بر دست‌آوردهای کوتاه‌مدت توجه داشــته همچنین به‌محض مغایــرت فعالیت‌ها و تصمیمات حزب با دیدگاه‌های فردی یا کاهش موقعیت در سلسله مراتب حزب و تصمیم‌گیری‌های حزبی، انشــعاب فرد یا افراد و ایجاد تشکل جدید را شاهد باشیم. البته لازم است در اینجا به این نکته هم اشاره کرد که فردگرایی عصر مــدرن و حاکمیت دولت رفاه در سایر جوامع نیز باعث تقویت خودمداری در سایر ملل شده که نتایج آن با بروز بحران‌های سیاسی در جوامـع مختلف قابل مشــاهده اســت. در عین حال، معدود احزابی در این سـال‌های اخیر تلاش کرده‌اند که مسیر واقعی تحزب را طی کرده و به کنشگری سیاسی بپردازند. نگارنده بر این اعتقاد است که حزب کارگزاران ســازندگی ایران یکـی از این احزاب است که ریشه در فعالیت تشکیلاتی قبل از انقلاب نداشــته و تنها حزبی است که فعالیت‌های آن معطوف به قدرت است. اما به هر حال، برخی اعضـای آن به خاطر تجارب فعالیت سیاسی در قبل از انقلاب یا فعالیت در تشکل‌های سیاسی با مرام مبارزاتی هنوز از شیوه‌های مطلوب فعالیت حزبی فاصله دارد. از سوی دیگر؛ فقدان باور به فعالیت حزبی و اعتقاد به هزینه‌دار بودن فعالیت در احزاب همچنین فقدان اعتماد لازم به فعالان سیاسی در میان مردم که ریشه تاریخی دارد، توسعه فعالیت حزبی و استفاده از آن برای اصلاح روندهای حکمرانی را با مشکل جدی مواجه‌کرده است.