خانواده‌ فیبلمن شخصی‌ترین فیلم اسپیلبرگ است

«خانواده فیبلمن» شاید بهترین اثر اسپیلبرگ نباشد اما شخصی‌ترین اثر اوست. این فیلم این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد که نگاهی بیندازیم به زندگی یکی از فیلمسازان محبـوب هالیوود و آنچه که او را به سمت دنیای جادویی ســینما سوق داده اســت. این داستان با الهام از سال‌ها نوجوانی اسپیلبرگ برداشتی دراماتیک از چگونگی تبدیل شــدن او به یک فیلمساز است. داستانی که از طریق یک شخصیت به نام سمی فیبلمن جان می‌گیرد. این اثر بسیاری از لحظات زندگی سمی از دوران کودکی و نوجوانی‌اش را به تصویر می‌کشد و به ما نشان می‌دهد چرا او اینگونه شیفته هنر سینما می‌شود.

خانواده فیبلمن رابطه پیچیده بین یک هنرمند در حال رشد با والدین دوست‌داشتنی اما جدا شده‌اش است و اتفاقات زندگی و فیلم‌هایی را روایت می‌کند که او را به تبدیل شدن به یکی از موفق‌ترین کارگردانان هالیوود ســوق داد. خانواده فیبلمن فیلم زنده و جدی پیرامون دوران بلوغ است و می‌بینیم که چگونه هرلحظه کوچک و بزرگ، اسپیلبرگ را تبدیل به مردی می‌کند که رفته‌رفته کامل می‌شــود. اسپیلبرگ در فیلم به‌صراحت نشان می‌دهد که نه توضیحات تکنیکال دقیق پدر از شیوه کارکرد دوربین فیلمبرداری و دســتگاه پروژکتور و نحوه شکل‌گیری تصویر متحرک در ذهن انسان بلکه شیفتگی و رویاپردازی‌های مادر و عشق و علاقه او به سینما مشوق بهتری برای او برای ورود به ســینما و فعالیت در آن بوده است. روابط او با مادرش و اولین فیلمی که به خاطر او به‌صورت آماتور می‌سازد و برای اولین بار پشـت میز تدوین می‌نشیند، در واقع، اولین قدمی است که این پسـر نوجوان برای ورود به سینما برمی‌دارد و همین فیلم مقدمه‌ای برای فعالیت‌های سینمایی نوجوانی است که آینده‌اش با سینما گره خورده و فیلم‌هایی می‌سازد که مردم دنیا برخی‌ از خاطرات تصویری و سینمایی خود را مدیون او هستند و در واقع این کارگردان سال‌های سال برای آنها خاطره‌سازی می‌کند. فیبلمن‌ها اگرچه درباره چگونگی علاقه‌مند شدن یک کودک به سینماست و با تماشای فیلم و حضور یک خانواده در ســینما آغاز می‌شود اما می‌توان آن را فیلمی درباره خانواده و روابط درون آن دانســت که چطور می‌تواند یــک کودک علاقه‌مند به هنر را تبدیل به هنرمندی بزرگ کند.