آیا سفر به چین منجر به جبران عقب‌ماندگی‌های ما خواهد شد؟!

امیر اقتناعی؛ عضو شورای مرکزی و معاون اجرایی و هماهنگی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

دو ماه پس از سفر رئیس‌جمهور چین به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و حرف و حدیث‌های برآمده از این سفر درباره اثرات آن بر روابط تهران-پکن، ابراهیم رئیسی به دعوت رسمی شی‌جین‌پینگ و در راس هیاتی بلندپایه عازم کشور چین شد، با این وعده رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولتش که سفر اخیر، جبران عقب‌ماندگی‌های یک دهه اخیر کشور را در پی خواهد داشت! رویای شیرینی که علیرغم بلندپروازانه بودن و غیرواقعی نمودن، آرزوی قلبی هر ایرانی وطن‌دوستی بوده و خواهد بود.

رابطه میان ایران و چین طی دو دهه گذشته، همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و با برآمدن ترامپ و خروج آمریکا از برجام که منجر به فربه‌گی رویکرد «نگاه به شرق» در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران گردید، دارای اهمیتی دوچندان گشت.

شاید بتوان امضای قرارداد ۲۵ ساله میان دو کشور -تحت عنوان برنامه همکاری‌های مشترک ایران و چین- در فروردین‌ماه ۱۴۰۰ را به‌عنوان اولین اقدام عملی ایران در جهت برداشتن گامی مهم به‌منظور عیان نمودن راهبرد «نگاه به شرق» پنداشت. قراردادی که در آخرین ماه‌های دولت روحانی، میان وزرای خارجه دو کشور به امضا رسید و متاسفانه هیچ‌گاه مفاد آن علنی نشد. از این روی، ناظران و صاحب‌نظران عرصه عمومی، همواره به اجرایی بودن این قرارداد و حصول منافع عینی‌اش برای جامعه ایران، به دیده تردید نگریسته‌اند.

با تغییر دولت در ایران و روی کار آمدن دولت سیزدهم، سکانداران جدید دستگاه دیپلماسی کشور با این ادعا که دولت چین به دلیل رویکردهای غرب‌گرایانه دولت پیشین، حاضر به همکاری و عملیاتی نمودن قرارداد منعقده نبوده است، این خیال را در سر می‌پروراندند که با استقرار دولتی با روحیه انقلابی و اراده‌ای غرب‌ستیزانه، سطح تعاملات ایران و چین و آورده‌هایی که در نتیجه آن نصیب ایرانیان خواهد شد، تفاوت‌هایی آشکار و ملموس با همه آنچه پیش از این وجود داشته، خواهد داشت.

رویاهای دولتمردان جدید با پذیرفته شدن ایران در جمع کشورهای عضو پیمان شانگهای و با توسل به امکانات رسانه‌ای در اختیارشان، ماه‌ها در حال پردازش و تبلیغ بود که به‌ناگه «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود» و رئیس ‌جمهوری خلق چین با شرکت در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و سفر به برخی از کشورهای عضو این شورا، علاوه بر انعقاد قراردادهای سرمایه‌گذاری‌‌های مشترک در بسیاری از این کشورها -برخلاف آنچه که علیرغم انتظار و وعده‌های داده شده، با ما به تحقق نرساند- امضایش را در پای بیانیه‌هایی نهاد که هم‌راستا با تشدید فشارهای غرب بر علیه ایران بود و همچنین تهدیدی برای تمامیت ارضی کشور به‌شمار می‌رفت.

اکنون باید دید و شاید هم پرسید؛ در شرایطی که چشم‌انداز قابل ملاحظه‌ای برای احیای برجام مشاهده نمی‌شود و کشورمان به اتهام همراهی با روسیه‌‌ی درگیر جنگ با اوکراینِ مستظهر به حمایت ناتو، بالاترین سطح تنش با غرب را در حال تجربه کردن است، گذشته از سخن راندن در باب دوستی و محبت میان دولت‌های دو کشور که صرفاً به‌ کلی‌گویی‌های رایج و تعارف‌گونه در عرف دیپلماتیک تعبیر و تفسیر می‌شود و یا مخابره خبرهایی از جنس اخباری که خبرگزاری‌های دولتی و یا حامیان دولت مخابره می‌کنند که مملو از گزارش‌هایی است از توصیف دیدارها، جلسات و نشست‌هایی که در آنها گفت‌وگوها، تفاهم‌ها و توافق‌های خوب و مفیدی در بخش‌های صنعت، معدن، انرژی و حمل‌ونقل صورت پذیرفته، بی‌آنکه هیچ اشاره‌ای به هرگونه امضای قراردادی منجر شود، ره‌آورد قابل اتکای این سفر چه بوده است؟ چرا که خبرگان امر، بهتر از هر کس به این امر آگاهند که در تمامی حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... بین دُوَل، آنچه که قابلیت به انجام رسیدن و عینیت‌ یافتن همه توصیفات فوق را داراست، تنها و تنها در نتیجه امضای قراردادهای رسمی اتفاق می‌افتد، نه با امید بستن به گفت‌وگوهای شفاهی و یا حتی تبادل تفاهم‌نامه‌های کلی.

پس امید است تا -لااقل- پس از بازگشت جناب رئیس‌جمهور و هیات همراه از این سفر، گزارش اقدامات و قراردادهای به امضا رسیده، به‌همراه زمان اجرایی شدن آنها به سمع و نظر مردم -به‌عنوان ولی‌نعمت مسئولان- رسانده شود، تا پیش از لمس اثرات پسینی دستاوردهای این سفر دولت توسط مردم در زندگی روزمره‌شان، اطلاع از چگونگی این دستاوردهای واقعی، در پدید آمدن احساس خشنودی و ایجاد رضایت در احوال عموم شهروندان ایران‌زمین، تاثیرات پیشینی خود را نیز بر ‌جای گذارد.